سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

243

تاريخ ايران ( فارسى )

تجمل و حشمت و قدرت شاهنشاهان بوده‌اند . ديگرى موسوم به حاشيهء شيران است و آن نيز الوان و تصوير شيرها را مينمايد كه با دهان گشاده در حال حمله ميباشند و اين هردو حاشيه را من در پاريس ديده و اگرچه در همان حال اعجاب كردم اما تصور ميكنم وقتى كه به جبههء عمارت پادشاه هخامنشى نصب بوده و در آن آسمان صاف و شفاف جلوه و نمايش داشته است تأثير و شكوه آنها طرف نسبت با حالت حاليه نبوده است . معلوم نيست كه اين كاشيهاى مشتمل بر نقوش حيوانات را بايد صنعت ايرانى دانست يا منسوب به بابلىها نمود ، ليكن نسبت به صنعت نقارى و حكاكى نميتوان انكار كرد كه در آن زمان به مرتبهء عالى رسيده و آن هنر ايرانى بوده است و چون استعمال مهر و خاتم در ايران متروك نشده اين صنعت خوشبختانه هنوز در آن كشور باقى است و در سرلوحهء بعضى از فصول اين كتاب نمونه‌هائى از اين هنر ظاهر ساخته‌ايم . كارهاى زرگرى هخامنشى در دورهء پيش خوشبختانه اتفاق افتاد قسمتى از كناره‌هاى رود سيحون فروريخته اشيائى مكشوف شدند كه امروز به دفائن يا خزائن سيحون « 1 » معروف مىباشد . اين اشياء به هند حمل شده و از آنجا بالاخره بموزهء انگلستان رسيدند و ما براى توضيح و تشريح موضوع فوق چهارتاى از آن اشياء را در اينجا بطور شاهد مثال ذكر ميكنيم : از جمله يكى ارابهء زرين ايرانى قديم است كه نهايت درجه قابل ملاحظه است ، نه فقط از اين جهت كه نمونه‌اى از شاهكار زرگرى آن دوره محسوب مىشود بلكه از اين حيث هم كه آن شكل ارابه‌اى را كه در ايران باستان معمول بوده بما نشان ميدهد كه از ساير آثار و يادگارها اين نكته مفهوم نميشود . ديگر يك دستبند طلا است كه آن هم بسى قابل‌توجه است چه مىرساند كه در آن زمان اين هنر به درجهء عالى رسيده بوده است . ميناكارى در آن به كار برده شده اما نه با مينا بلكه با سنگ‌هاى آبى رنگ يا بطوريكه معلوم مىشود با سنگ‌هاى لاجورد فام صورت ميگرفته است . قسمت سوم عبارت از صفحهء مدور كوچكى است از نقره كه احتمال ميرود قبهء سپر باشد كه آن بواسطهء سه ورقهء نازكى

--> ( 1 ) - « خزائن سيحون » تاليف خ ا . ام . دالتون كه از كمك ملاطفت‌آميز او من بسيار ممنونم « مؤلف » .